سهشنبه، ۱۰ شهریور ۱۴۰۵
احتمالاً آخرین باری که یک فنجان قهوه نوشیدید، چندان به این فکر نکردید که این نوشیدنی قبل از رسیدن به فنجان شما چه مسیری را طی کرده است. قهوهای که امروز عطرش را در آشپزخانه حس میکنیم، زمانی بخشی از یک گیلاس قرمز کوچک بوده؛ میوهای که روی درختی در یکی از مناطق گرمسیری جهان رشد کرده و ماهها برای رسیدن به مرحله برداشت زمان برده است.
اما این تازه شروع ماجراست.
بعد از برداشت، دانههای قهوه باید از دل میوه جدا شوند، فرآوری و خشک شوند، راهی مرحله رُست شوند و در اثر حرارت، عطر و طعمهایی در آنها شکل بگیرد که ما قهوه را با آنها میشناسیم. بعد از آن هم آسیاب، آب، دما و روش دمآوری وارد داستان میشوند و هرکدام میتوانند همان دانه را به فنجانی کاملاً متفاوت تبدیل کنند.
پس قهوهای که مینوشیم حاصل یک اتفاق ساده نیست؛ نتیجهی زنجیرهای از انتخابها و اتفاقهاست که از گیلاس قهوه آغاز میشود و در فنجان ما به پایان میرسد.
در این مقاله میخواهیم این سفر را قدمبهقدم دنبال کنیم؛ از جایی که قهوه روی درخت رشد میکند تا زمانی که عطرش از فنجان بلند میشود. در این مسیر با چیزهایی آشنا میشویم که شاید تا امروز به آنها فکر نکرده باشیم و میبینیم چرا دو قهوه میتوانند با وجود ظاهر مشابه، تجربهای کاملاً متفاوت در فنجان ایجاد کنند.
اگر تا امروز قهوه را فقط به شکل دانههای قهوهایرنگ یا پودر آسیابشده دیدهاید، شاید دیدن یک گیلاس قهوه برایتان کمی عجیب باشد. قهوه در ابتدا نه قهوهای است و نه شبیه چیزی که در بستههای قهوه میبینیم؛ بلکه میوهای کوچک و معمولاً قرمز است که روی درخت قهوه رشد میکند.
این میوه که به آن Coffee Cherry یا «گیلاس قهوه» میگویند، خانهی دانهای است که در نهایت به قهوه تبدیل میشود. هر گیلاس قهوه معمولاً دو دانه در کنار یکدیگر دارد؛ همان دانههایی که پس از طی مراحل مختلف فرآوری، خشککردن و رُست، به قهوهای که میشناسیم تبدیل میشوند.
البته ظاهر قرمز این میوه همیشه به معنای آماده بودن آن برای برداشت نیست. گیلاس قهوه در طول رسیدن، معمولاً از سبز شروع میشود و با تغییراتی در رنگ و بافت، به مرحلهای میرسد که برای برداشت مناسب است. زمان برداشت اهمیت زیادی دارد، چون میزان رسیدگی میوه میتواند بر کیفیت و ویژگیهای طعمی قهوه تأثیر بگذارد.
اما دانه قهوه دقیقاً کجای این میوه قرار دارد؟
اگر یک گیلاس قهوه را از وسط باز کنیم، از بیرون به داخل با چند لایه مختلف روبهرو میشویم: پوست بیرونی، بخش گوشتی میوه، لایهای چسبناک و شیرین به نام Mucilage و در مرکز، دانههایی که ما آنها را به عنوان دانه قهوه میشناسیم. اطراف دانه نیز لایهای سخت به نام Parchment قرار گرفته است.
در واقع چیزی که ما به آن «دانه قهوه» میگوییم، بذر گیاه قهوه است؛ بذری که درون یک میوه رشد میکند و برای رسیدن به فنجان، باید از این لایهها جدا شود.
و اینجاست که سفر واقعی قهوه شروع میشود.
بعد از برداشت گیلاسهای رسیده، دانهها باید از میوه جدا شوند و تحت یکی از روشهای مختلف فرآوری قرار بگیرند. همین مرحله، در کنار عواملی مثل گونه، خاستگاه و شرایط رشد، میتواند نقش مهمی در شخصیت نهایی قهوه داشته باشد.
پس دفعه بعد که فنجان قهوهتان را در دست میگیرید، میتوانید چند قدم به عقب برگردید: قبل از اینکه این قهوه آسیاب شود، قبل از اینکه رُست شود و حتی قبل از اینکه به شکل یک دانه سبز دربیاید، یک روز بخشی از یک گیلاس قرمز کوچک روی درخت بوده است.
حالا که میدانیم قهوه از یک گیلاس کوچک شروع میشود، شاید این سؤال پیش بیاید که این میوه دقیقاً کجا و تحت چه شرایطی رشد میکند؟
درخت قهوه برای رشد به شرایط اقلیمی نسبتاً مشخصی نیاز دارد؛ به همین دلیل، برخلاف بسیاری از محصولات کشاورزی، در هر نقطهای از جهان نمیتوان آن را بهصورت اقتصادی کشت کرد. بیشتر مزارع قهوه در منطقهای میان دو مدار رأسالسرطان و رأسالجدی قرار گرفتهاند؛ محدودهای که به آن کمربند قهوه (Coffee Belt) میگویند.
کشورهایی مثل برزیل، کلمبیا، اتیوپی، کنیا، گواتمالا و اندونزی از شناختهشدهترین تولیدکنندگان قهوه در این منطقه هستند. البته قرار گرفتن یک کشور در کمربند قهوه به این معنا نیست که تمام قهوههای آن کشور طعم یکسانی دارند؛ حتی در یک کشور، تفاوت شرایط رشد از یک مزرعه تا مزرعه دیگر میتواند نتیجهای کاملاً متفاوت ایجاد کند.
درخت قهوه معمولاً در آبوهوای گرم و بدون نوسانهای شدید دمایی بهتر رشد میکند. دمای مناسب، میزان بارندگی، نور خورشید و حتی الگوی فصلهای خشک و مرطوب، همگی میتوانند روی رشد گیاه و رسیدن میوهها تأثیر بگذارند.
قهوه معمولاً در مناطقی کشت میشود که بارندگی کافی دارند، اما زهکشی مناسب خاک نیز اهمیت زیادی دارد؛ زیرا ریشههای گیاه قهوه به ماندن طولانیمدت در آب حساساند.
یکی از چیزهایی که هنگام صحبت درباره قهوههای تخصصی زیاد میشنویم، ارتفاع از سطح دریا است. اما چرا ارتفاع اهمیت دارد؟
در ارتفاعات بالاتر، دما معمولاً پایینتر است و میوه قهوه آهستهتر رشد و رسیده میشود. این روند طولانیتر میتواند به شکلگیری و حفظ ترکیبات مختلفی در دانه کمک کند و در شرایط مناسب، قهوهای با ویژگیهای طعمی پیچیدهتر و اسیدیتهی بیشتر ایجاد کند.
البته نمیتوان گفت «هرچه ارتفاع بیشتر، قهوه بهتر». کیفیت قهوه به مجموعهای از عوامل وابسته است و ارتفاع فقط یکی از آنهاست.
خاک نیز بخشی از داستان است. ترکیبات و ساختار خاک، میزان مواد مغذی، توانایی نگهداری و تخلیه آب و شرایط محیطی اطراف مزرعه، همگی میتوانند بر سلامت گیاه و کیفیت میوه تأثیر بگذارند.
از طرف دیگر، قهوه در بسیاری از مناطق در کنار گیاهان دیگر و در سایه یا نیمهسایه رشد میکند. نوع پوشش گیاهی، میزان نور و شیوه مدیریت مزرعه میتواند شرایط متفاوتی برای رشد گیاه ایجاد کند.
در نهایت، وقتی از خاستگاه (Origin) یک قهوه صحبت میکنیم، فقط نام یک کشور را بیان نمیکنیم. خاستگاه میتواند اطلاعاتی درباره محیطی که قهوه در آن رشد کرده، ارتفاع، اقلیم و حتی منطقه و مزرعهای که دانه از آن آمده به ما بدهد.
و همین تفاوتهای کوچک در محل رشد است که یکی از اولین لایههای تفاوت میان قهوهها را شکل میدهد؛ تفاوتی که در مراحل بعدی، یعنی فرآوری و رُست، بیشتر خودش را نشان میدهد.
رسیدن گیلاس قهوه به مرحله برداشت، پایان مسیر کشاورزی نیست؛ در واقع یکی از مهمترین مراحل سفر قهوه درست از همینجا آغاز میشود.
گیلاسهای رسیده پس از برداشت باید هرچه زودتر فرآوری شوند تا دانههای قهوه از میوه جدا شوند. اگر میوه برای مدت زیادی بدون کنترل باقی بماند، فرایندهای طبیعی مثل تخمیر آغاز میشوند و میتوانند روی کیفیت و طعم نهایی قهوه تأثیر بگذارند.
اما منظور از «فرآوری قهوه» دقیقاً چیست؟
فرآوری مجموعهای از کارهایی است که برای جدا کردن دانه از بخشهای مختلف گیلاس قهوه و آمادهکردن آن برای خشکشدن انجام میشود. نتیجه این مرحله، چیزی است که به آن دانه سبز قهوه (Green Coffee) میگوییم؛ دانهای که هنوز رُست نشده و ظاهر و ویژگیهایش با قهوهای که در بستهبندیها میبینیم تفاوت زیادی دارد.
روشهای مختلفی برای فرآوری گیلاس قهوه وجود دارد، اما سه روش شناختهشدهتر عبارتاند از Natural، Washed و Honey.
در روش Natural، گیلاس قهوه در حالی که میوه هنوز اطراف دانه قرار دارد، خشک میشود. در این فرایند، دانه در تماس طولانیتری با بخشهای میوه قرار میگیرد و همین موضوع میتواند به ایجاد ویژگیهای طعمی متفاوت، مانند میوهای و شیرین، کمک کند.
در روش Washed، بخشهای گوشتی میوه پیش از خشککردن تا حد زیادی از دانه جدا میشوند و سپس دانهها شسته و خشک میشوند. این روش معمولاً امکان نشاندادن ویژگیهای شفافتر و روشنتر دانه و خاستگاه آن را فراهم میکند.
روش Honey جایی میان این دو قرار میگیرد. در این روش، پوست و بخشی از میوه جدا میشود، اما لایه چسبناک و شیرینی که اطراف دانه قرار دارد تا حدی باقی میماند و دانه همراه آن خشک میشود.
البته دنیای فرآوری قهوه به همین سه روش محدود نمیشود و در سالهای اخیر روشهای تخمیری و تکنیکهای کنترلشده و خلاقانهتری نیز رواج پیدا کردهاند.
نکته مهم این است که فرآوری صرفاً یک مرحله برای جدا کردن دانه از میوه نیست؛ بخشی از شخصیت قهوه در همین مرحله شکل میگیرد. نوع فرآوری میتواند روی عطر، شیرینی، اسیدیته و حتی حس کلی قهوه در دهان تأثیر بگذارد.
پس وقتی روی بسته قهوه با عباراتی مثل Natural یا Washed مواجه میشوید، این کلمات فقط نام یک روش تولید نیستند؛ آنها بخشی از داستانی هستند که توضیح میدهد قهوه قبل از رسیدن به مرحله رُست چه مسیری را طی کرده است.
بعد از پایان فرآوری و خشکشدن، دانهها هنوز همان قهوهای نیستند که ما میشناسیم. آنها دانههای سبز و خامی هستند که برای تبدیلشدن به قهوهای معطر و قابل دمآوری، باید یک مرحله مهم دیگر را پشت سر بگذارند: رُست.
تا اینجا گیلاس قهوه را از روی درخت دنبال کردیم، دانه را از دل میوه بیرون آوردیم و با روشهای مختلف فرآوری و خشک کردیم. اما دانهای که در پایان این مرحله به دست میآید، هنوز شباهت چندانی به قهوهای که میشناسیم ندارد.
دانههای قهوه در این مرحله سبز، سفت و نسبتاً بیعطر هستند. برای اینکه ترکیبات عطری و طعمی مورد انتظارمان از قهوه شکل بگیرند، این دانهها باید تحت حرارت قرار بگیرند؛ فرایندی که به آن رُست (Roasting) میگوییم.
رُست در ظاهر ساده به نظر میرسد: دانه را گرم میکنیم و در نهایت دانهای قهوهایرنگ تحویل میگیریم. اما در واقع، مجموعهای از واکنشهای فیزیکی و شیمیایی در طول این فرایند اتفاق میافتد که ساختار دانه را تغییر میدهد و ترکیبات جدیدی ایجاد میکند.
با افزایش دما، آب موجود در دانه بهتدریج خارج میشود و دانه شروع به تغییر رنگ میکند. همزمان، ترکیبات موجود در دانه با یکدیگر واکنش میدهند و تعداد زیادی از ترکیبات عطری و طعمی ایجاد میشوند.
یکی از مهمترین اتفاقات در این مرحله، واکنش میلارد (Maillard Reaction) است؛ مجموعهای از واکنشها میان قندها و آمینواسیدها که به شکلگیری بسیاری از عطرها و طعمهایی که با قهوه مرتبط میدانیم کمک میکند.
با ادامه پیدا کردن رُست، دانه تیرهتر میشود، حجم آن افزایش پیدا میکند و ساختارش شکنندهتر میشود. در این مرحله، تفاوت بین میزان و نحوه رُست میتواند تأثیر قابل توجهی روی ویژگیهای نهایی قهوه داشته باشد.
احتمالاً روی بستههای قهوه با عبارتهایی مثل Light Roast، Medium Roast یا Dark Roast مواجه شدهاید. این اصطلاحات به میزان و سبک رُست دانه اشاره دارند و میتوانند تجربهای که از یک قهوه خواهید داشت را تا حد زیادی تغییر دهند.
بهطور کلی، قهوههای Light Roast معمولاً ویژگیهای خاستگاه و فرآوری خود را بیشتر نشان میدهند و میتوانند اسیدیته و نتهای میوهای یا گلی برجستهتری داشته باشند.
در Medium Roast معمولاً تعادل بیشتری میان ویژگیهای ذاتی دانه و طعمهایی که در اثر رُست ایجاد شدهاند دیده میشود؛ برای همین این سطح رُست برای بسیاری از سلیقهها انتخابی متعادل است.
در Dark Roast، حرارت بیشتر باعث شکلگیری طعمهای شدیدتر و رُستشدهتر میشود و معمولاً نتهایی مثل شکلات تلخ، کارامل تیره یا طعمهای دودی و برشته بیشتر به چشم میآیند.
البته رنگ دانه بهتنهایی نمیتواند تمام داستان را تعریف کند. دو قهوه با یک سطح رُست مشابه ممکن است به دلیل تفاوت در گونه، خاستگاه، فرآوری و شیوه رُست، طعم کاملاً متفاوتی داشته باشند.
بنابراین رُست را نباید صرفاً «تیره یا روشن کردن قهوه» در نظر گرفت. رُست در واقع مرحلهای است که ظرفیتهای موجود در دانه را آشکار میکند و مشخص میکند کدام ویژگیهای آن بیشتر در فنجان دیده شوند.
اما حتی بعد از رُست هم سفر قهوه تمام نشده است. دانه حالا عطر و طعم مورد انتظارمان را پیدا کرده، اما هنوز باید به شکل مناسبی نگهداری شود، آسیاب شود و در نهایت با آب استخراج شود تا بتوانیم نتیجه تمام این مراحل را در فنجان تجربه کنیم.
حالا که مسیر قهوه را از یک گیلاس قرمز روی درخت تا دانهای رُستشده دنبال کردهایم، میتوانیم به سؤال مهمتری برسیم: چرا قهوهها با اینکه همه از یک گیاه میآیند، میتوانند اینقدر متفاوت باشند؟
پاسخ کوتاه این است: طعم قهوه نتیجه یک عامل واحد نیست؛ حاصل مجموعهای از اتفاقهایی است که از محل رشد گیاه شروع میشوند و تا لحظه دمآوری ادامه پیدا میکنند.
همانطور که گفتیم، قهوه در نقاط مختلف جهان و در شرایط اقلیمی متفاوت رشد میکند. ارتفاع، دما، میزان بارندگی، خاک و شرایط محیطی میتوانند روی نحوه رشد گیاه و ترکیبات موجود در دانه تأثیر بگذارند.
به همین دلیل ممکن است قهوهای از اتیوپی ویژگیهای طعمی کاملاً متفاوتی با قهوهای از برزیل داشته باشد؛ حتی اگر هر دو با روش مشابهی رُست و دمآوری شوند.
قهوه فقط یک نوع گیاه نیست. گونهها و واریتههای مختلف قهوه ویژگیهای متفاوتی دارند و میتوانند بر اندازه دانه، ساختار گیاه و ویژگیهای طعمی آن تأثیر بگذارند.
به همین دلیل، وقتی اطلاعاتی مثل Arabica، Robusta یا نام یک واریته مشخص را روی بسته قهوه میبینیم، در واقع بخشی از اطلاعات مربوط به شخصیت آن قهوه را در اختیار داریم.
مرحله فرآوری نیز میتواند مسیر طعمی قهوه را تغییر دهد. اینکه دانه در زمان جدا شدن از میوه چه فرایندی را پشت سر گذاشته، میزان تماس آن با بخشهای مختلف گیلاس و نحوه خشکشدن آن، همگی میتوانند روی ویژگیهای نهایی قهوه اثر بگذارند.
به همین دلیل حتی دو قهوه که در یک منطقه و شرایط مشابه رشد کردهاند، اگر با روشهای متفاوتی فرآوری شوند، ممکن است تجربه متفاوتی در فنجان داشته باشند.
رُست هم نقش مهمی در شکلگیری طعم نهایی دارد. دما، زمان و شیوه رُست میتوانند تعیین کنند کدام ویژگیهای قهوه بیشتر خودشان را نشان دهند.
یک رُست روشن ممکن است ویژگیهای میوهای، گلی یا اسیدیته قهوه را بیشتر نمایان کند، در حالی که رُست تیرهتر معمولاً طعمهای برشته، کاراملی و شکلاتی بیشتری ایجاد میکند.
البته این به آن معنا نیست که میتوان هر قهوهای را با رُست دلخواه به هر طعمی تبدیل کرد. رُست خوب قرار نیست شخصیت دانه را پنهان کند؛ بلکه باید ویژگیهای مطلوب آن را به بهترین شکل نشان دهد.
حتی بعد از تمام این مراحل، هنوز یک عامل مهم باقی مانده است: نحوه دمآوری.
اندازه آسیاب، نسبت قهوه به آب، دمای آب، زمان تماس و روش دمآوری همگی روی میزان استخراج ترکیبات مختلف از قهوه تأثیر میگذارند.
به همین دلیل یک دانه قهوه مشخص میتواند با V60، اسپرسو، فرنچپرس یا موکاپات تجربه متفاوتی ایجاد کند.
پس وقتی از طعم یک قهوه صحبت میکنیم، در واقع درباره نتیجه یک زنجیره کامل حرف میزنیم:
خاستگاه + واریته + فرآوری + رُست + آسیاب + دمآوری
هر کدام از این مراحل میتوانند بخشی از شخصیت قهوه را شکل دهند یا تغییر دهند؛ و نتیجه نهایی، همان چیزی است که در فنجان تجربه میکنیم.
شاید به همین دلیل است که دنیای قهوه هیچوقت فقط درباره «تلخ بودن» یا «قوی بودن» یک نوشیدنی نیست. پشت هر فنجان، داستانی از یک گیاه، یک منطقه، یک فرآیند و مجموعهای از انتخابها وجود دارد.
دانه قهوه در واقع بذر گیاه قهوه است که داخل میوهای به نام گیلاس قهوه رشد میکند. بعد از برداشت، این دانه از بخشهای مختلف میوه جدا و فرآوری میشود و پس از رُست به همان دانه قهوهایرنگی تبدیل میشود که میشناسیم.
خیر. گیلاس قهوه در طول فرایند رسیدن معمولاً از سبز شروع میشود و با رسیدن میوه تغییر رنگ میدهد. بسته به گونه و واریته، رنگ گیلاس رسیده میتواند متفاوت باشد، اما قرمز یکی از رایجترین رنگهاست.
قهوه عمدتاً در مناطق گرمسیری جهان و در محدودهای که به «کمربند قهوه» معروف است کشت میشود. برزیل، کلمبیا، اتیوپی، کنیا، گواتمالا و اندونزی از جمله کشورهای شناختهشده در تولید قهوه هستند.
بله. شرایط اقلیمی، ارتفاع، خاک و سایر ویژگیهای محیط رشد میتوانند بر ویژگیهای دانه تأثیر بگذارند. البته طعم نهایی فقط به کشور مبدأ وابسته نیست و عواملی مثل واریته، فرآوری، رُست و دمآوری نیز نقش مهمی دارند.
دانهای که پس از فرآوری و خشکشدن به دست میآید، هنوز رُست نشده و به همین دلیل معمولاً رنگی سبز یا سبز مایل به زرد دارد. رنگ قهوهای و بسیاری از عطرها و طعمهایی که با قهوه میشناسیم، در مرحله رُست شکل میگیرند.
روش فرآوری میتواند روی ویژگیهایی مانند شیرینی، عطر، اسیدیته و شخصیت کلی قهوه تأثیر بگذارد. به همین دلیل دو قهوه با شرایط رشد مشابه، اما با روشهای فرآوری متفاوت، ممکن است در فنجان تجربه متفاوتی ایجاد کنند.
رُست بخش مهمی از ترکیبات عطری و طعمی قهوه را ایجاد یا تغییر میدهد. میزان حرارت، زمان و شیوه رُست میتواند تعیین کند کدام ویژگیهای دانه بیشتر در فنجان نمایان شوند.
این طعمها لزوماً به این معنی نیستند که هنگام تولید قهوه، میوه یا شکلات به آن اضافه شده است. ترکیبات موجود در دانه و تغییراتی که در مراحل رشد، فرآوری و رُست ایجاد میشوند میتوانند باعث شوند قهوه در هنگام چشیدن، یادآور طعمهایی مثل مرکبات، توت، شکلات یا گل باشد.
بله. حتی اگر از همان دانه و همان رُست استفاده کنیم، تغییر روش دمآوری، اندازه آسیاب، نسبت آب به قهوه، دما و زمان استخراج میتواند نتیجه متفاوتی در فنجان ایجاد کند.
سفر قهوه خیلی زودتر از زمانی که عطرش را از فنجان حس میکنیم آغاز شده است. از یک گیلاس کوچک روی درخت، در جایی میان مزارع قهوه، این مسیر شروع میشود و با برداشت، فرآوری، خشکشدن، رُست، آسیاب و در نهایت دمآوری ادامه پیدا میکند.
در هر مرحله چیزی به داستان قهوه اضافه میشود. خاستگاه و شرایط رشد، واریته، روش فرآوری و شیوه رُست بخشی از شخصیت و ظرفیت طعمی دانه را شکل میدهند و در نهایت آسیاب و دمآوری تعیین میکنند که از این ظرفیتها چه چیزی به فنجان ما برسد.
به همین دلیل، وقتی یک قهوه را مینوشیم، در واقع فقط یک نوشیدنی را تجربه نمیکنیم؛ نتیجهی مسیری طولانی را میچشیم که از یک میوه آغاز شده و دستهای زیادی در شکلگیری آن نقش داشتهاند.
شاید دفعه بعد که فنجان قهوهتان را در دست میگیرید، به جای اینکه فقط به عطر و طعم آن فکر کنید، لحظهای به مسیرش هم فکر کنید: از یک گیلاس قرمز کوچک تا همین فنجانی که حالا پیش روی شماست.